خداوند زنان را فرشته محبت بر روی زمین افرید

انقدر برایم مقدس بود که با وضو به دیدارش می رفتم

همین امروز............
نویسنده : میثم صالحی از اهواز - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

امروز:

اری همین امروز افتاب با من قهر بود. می دانست دل من گرفته است. غمگینم...... چشمانم به شرق احساسم خیره بود. منتظر بودم که افتاب زره ای خود را نشان بدهد. نشانی از افتاب نبود. دل من بیشتر تنگ شد.  عاشقم و دوری از معشوقه... این باعث شد اسمان نم نم بارانی ببارد. خوشحال شدم به زیر باران رفتم و به یاد ان روزهایی که زیر باران می رفتم و برای رسیدن به معشوقه ام دعا می کردم. این بار هم دعا کردم. گفتم خدایا  تو که کمکم نکردی به او برسم پس او را کمک کن تا همیشه خوشحال و سالم بماند. میان این دعایم باران تند تر شد فهمیدم که خدا صدای مرا شنید.............

اری همین امروز.........