خداوند زنان را فرشته محبت بر روی زمین افرید

انقدر برایم مقدس بود که با وضو به دیدارش می رفتم

سفر غریب......
نویسنده : میثم صالحی از اهواز - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠
 

سفر غریبی دارم...

خیلی سخته اونیکه دوستش داری کنارت باشه و بدونی هیچ موقع بهش نمی رسی

امروز به نتیجه رسیدم. که نمی توانم به عشقم برسم. و تصمیم می گیرم برای همیشه خارج از کشور سفر کنم. کشوری که نه اشنایی دارم و نه دوستی. تنهای تنها سفر می کنم مثل همیشه. اما این بار با دلی شکسته و هنوز عاشق................

در این سفر فقط جسم خالی ام از ایران خارج می شود. همه هستی ام را جا می گذارم. او همه هستی من است

می دانم که در سوار شدن به هواپیما موقع پرواز دلم برایش تنگ می شود و اشک می ریزم... مسافران دیگر فکر می کنند من از پرواز می ترسم. و یا دلم برای خانواده ام تنگ شده. و همه غافل از اینکه من عاشقم..............

او خیلی از من با محبت و مهربان تر است. همیشه دوستش دارم